درخت برندبافی شخصی
وقتی از برند شخصی صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزهایی که به ذهن میرسد دیدهشدن، تولید محتوا، شبکههای اجتماعی، سخنرانی و داشتن یک ظاهر حرفهای است. اما اینها تنها بخش قابل مشاهدهی برند شخصیاند؛ درست مثل شاخهها و برگهای یک درخت.

برند شخصی قدرتمند، قبل از آنکه دیده شود باید ریشه داشته باشد.
ریشه؛ کشف خود
ریشهی برند شخصی از خودشناسی آغاز میشود؛ شناخت ارزشها و باورها، استعدادها و نقاط قوت، علایق، تجربیات زندگی و آن چیزی که برای ما معنا و اهمیت دارد.
اگر این ریشه شکل نگرفته باشد، احتمالاً بهجای ساختن یک برند اصیل، تصویری از دیگران را تقلید خواهیم کرد.
تنه؛ توسعه خود
شناختن خود کافی نیست. مرحله بعد، ساختن خود است.
دانش، مهارت، تجربه، دستاورد و شبکه ارتباطی، تنهی درخت برند شخصی را میسازند. برند شخصی قرار نیست جای خالی شایستگی را پر کند؛ بلکه باید شایستگی واقعی را قابل مشاهده کند.
شاخهها؛ طراحی برند
حالا باید تصمیم بگیریم میخواهیم نزد چه کسانی، به چه چیزی شناخته شویم؟
انتخاب مخاطب هدف، جایگاهیابی، نقطه تمایز و داستان برند باعث میشود تصویری مشخص و متمایز در ذهن دیگران بسازیم.
برند شخصی یعنی تلاش نکنیم به «همهچیز» شناخته شویم؛ بلکه آگاهانه انتخاب کنیم به چه چیزی شناخته شویم.
برگها؛ رساندن پیام
در نهایت باید آنچه هستیم و ساختهایم را به مخاطب برسانیم؛ از طریق محتوا، رسانه، شبکههای اجتماعی، شبکهسازی، روابط عمومی، آموزش، سخنرانی و مهمتر از همه، تجربهای که دیگران از تعامل با ما پیدا میکنند.
اگر این چهار لایه درست شکل بگیرند، میوههای درخت بهتدریج ظاهر میشوند:
اعتماد، اعتبار، تمایز، نفوذ، فرصت و درآمد.
بنابراین در «برندبافی شخصی»، هدف صرفاً بیشتر دیدهشدن نیست؛ هدف این است که ابتدا چیزی ارزشمند برای دیدهشدن بسازیم.
برند شخصی از دیدهشدن آغاز نمیشود؛
از کشفشدنِ خود آغاز میشود.
درباره مدیریت
دکتر محمدرضا طاهری با بیش از یک دهه سابقه همکاری موفق در قالب آموزش و مشاوره با برندهای معتبر شرق کشور، تلاش میکند تا راه را برای توسعه و موفقیت کسب و کارهای ایرانی از مسیر کاربست دانش و تجربه، هموارتر سازد.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.