چگونه در یک اقتصاد بد، یک مدیر خوب باشیم؟
درسهایی از مدیریت در دوران رکود اقتصادی
منبع:
Sutton, Robert I. (2009). How to Be a Good Boss in a Bad Economy. Harvard Business Review.
وقتی اقتصاد وارد رکود میشود، فشارها فقط به بازار و صورتهای مالی محدود نمیماند؛ این فشارها به قلب سازمانها نفوذ میکند.
ترس، نااطمینانی، شایعه و کاهش انگیزه، فضای کاری را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، نقش مدیران از همیشه حساستر و پیچیدهتر میشود.
بر اساس تحلیل رابرت آی. ساتن، استاد دانشگاه استنفورد، رهبری در بحران بیش از هر زمان دیگری به درک نیازهای انسانی کارکنان وابسته است.
بحران اقتصادی آزمون واقعی رهبری است. در دوران رکود، بسیاری از مدیران ناچار به تصمیمهای دشوار میشوند؛ از تعدیل نیرو گرفته تا کاهش بودجه و بازسازی ساختار سازمانی.
اما تفاوت مدیر خوب و مدیر ضعیف دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود.
چهار نیاز اساسی کارکنان در دوران رکود عبارتاند از:
۱. پیشبینیپذیری
نااطمینانی، استرسزاتر از خود خبر بد است. مدیرانی که اطلاعات را شفاف و بهموقع منتقل میکنند، حتی اگر خبر ناخوشایند باشد، اعتماد ایجاد میکنند.
۲. فهم چرایی
کارکنان باید بدانند چرا تصمیمی گرفته شده است. توضیح صادقانه و منطقی، پذیرش تغییرات را افزایش میدهد.
۳. احساس کنترل
در شرایطی که تصمیمات کلان خارج از کنترل کارکنان است، باید در سطح خرد به آنها اختیار داد. مشارکت در بهبود فرآیندها و تصمیمگیریهای مرتبط با حوزه تخصصی، اضطراب را کاهش میدهد.
۴. همدلی و کرامت انسانی
کارکنان هرگز فراموش نمیکنند در روزهای سخت چگونه با آنها رفتار شده است. حتی در فرآیند اخراج نیز، نحوه برخورد میتواند آینده برند کارفرمایی سازمان را شکل دهد.
جمعبندی:
اقتصادهای بد میآیند و میروند، اما خاطره رفتار مدیران در ذهن کارکنان باقی میماند.
مدیریت در دوران رکود فقط درباره کاهش هزینهها نیست؛ بلکه درباره افزایش اعتماد است.
درباره مدیریت
دکتر محمدرضا طاهری با بیش از یک دهه سابقه همکاری موفق در قالب آموزش و مشاوره با برندهای معتبر شرق کشور، تلاش میکند تا راه را برای توسعه و موفقیت کسب و کارهای ایرانی از مسیر کاربست دانش و تجربه، هموارتر سازد.
نوشته های بیشتر از مدیریت
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.